السيد الطباطبائي

46

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

همان نظريهء سابق‌الذكر و سلطنت استبدادى مطلق‌العنان بود . و در مدت حكومت اينها - كه تقريباً هفتاد سال طول كشيد - جز نامى از اسلام باقى نمانده 36 و حكومت اسلامى دينى كه در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پيرايه‌اى جز تقوا و عدل نداشت ، تبديل به يك امپراتورى جائرانهء صد در صد عربى گرديد . و پس از آن ، اگرچه در اثر از حدّ گذشتن بيداد و ستم « بنىاميه » ، مسوده از كشور ايران عليه امويين نهضت كرد 37 و پس از جنگ‌هاى خونين ، حكومت ننگين بنىاميه را سرنگون كرده و زمام ادارهء امور مسلمين را به دست « بنى عباس » سپردند . ولى روى كارآمدن بنى عباس 38 دردى را دوا نكرد و وضع عمومى اجتماع اسلامى به صورتى نامطلوب‌تر و حال نارواترى افتاد ، و تا اواسط قرن هفتم هجرى ، مشكلات دينى روز به روز شديدتر شد و سعادت عمومى اسلامى ، ساعت به ساعت از مردم دور تر گرديد . و پس از آن هم تا امروز كه تقريباً چهارده قرن از هجرت مىگذرد ، وضع عمومى اجتماع اسلامى روز به روز در انحطاط و به سقوط نزديك‌تر گشته است . . . . البته غرض ما از اطالهء كلام ، نه اين است كه به ذكر تاريخ اسلام و سير اجتماعى چهارده قرنى آن بپردازيم ، و يا بساط مناظره‌هاى مذهبى و مشاجره‌هاى كلامى دو مذهب بزرگ اسلامى - شيعه و سنى - را پهن كنيم . بلكه مقصد اين است كه شيعه ، نسبت به جريان عمومى اوضاع اسلامى چنين فكر مىكند ، و جريان حوادث و وقايع داخلى اين اجتماع دينى مقدس را با تجزيه و تحليل به همديگر مربوط ساخته و عامل اصلى آنها را همان موضوع الغاى ولايت مىيابد ، كه از نظريهء « جواز تغيير مواد دينى به حسب مصلحت وقت » سرچشمه گرفته است . و اما اين‌كه شيعه در اين تشخيص و نظر مصيب است يا به خطا رفته ، از هدف بحث ما بيرون مىباشد . اهل تحقيق مىتوانند پس از بررسى و مطالعه ، حقيقت را دريابند .